امروز من جای مامانم مینویسم:

بابائی در رو باز گذاشته و یه وقت دیدیم یه چیزی عین جت اینور اونور میره من و بابائی هم دنبالش ، گفتم باباااااااااائی این چیه ؟. بابائی گفت خرمگسبه نظر شما بابائی من حرف بدی زد ؟خلاصه هرچی دنبالش میکردم نتونستم بگیرم چقدر تند میرفت آخرش عصبانی شدم و گفتم خوبه بهت بگم گاو مگس آره ؟ خوب وایسا بگیرمت دیگه ،مامانمو میگی خوب چیکار کنم فکر کردم بابائی به مگسه فحش داده بهش گفته خرمگس منم گفتم گاو مگس مگه چیه.

مامان زلزله چیه ؟ اگه بیاد خونه ها خراب میشن ؟آدمها میمیرن ؟ چرا خدازلزله میاره ؟ اگه بیاد ما چیکار کنیم ؟تهران تاحالا نیومده ؟ چرا نیومده ؟ یعنی نمیاد و.....

مامانی برام توضیح داد که زلزله چیه و چه جوری میاد و لزوما همه نمیمیرن اگه بدونن که چیکار کنند و به من یاد داد کجاها وایسیم امنتره . گفتم مامان اگه مهمون داشتیم و نی نی داشت چی ؟ آهان فهمیدم میزارمش زیر میز کامپیوترم مامی گفت نه هرجا مامانش هست بغلش میکنه کنج دیوار  جای خوبی براشونه . و من همینجور مامان چرا چه جوری کی کجا و؟؟؟؟؟؟؟؟مامانی هم وا خوب مگه چیه نینیم دیگه کنجکاوم

پنج شنبه مامی احساس کرد من مریضم هیچیم نبودا الکی گیر داد ، بابائی هم میخواست بره ختم خاله اش که فوت کرده بود ، اول منو برد دکتر و بعدش رفت. مامی یک کم ناراحت شد آخه هر وقت من مریضم یا مامی ، بابا یه جائی کار داره یا ماموریته البته طفلی مقصر هم نیست خوب مجبوره چیکارکنه . بهرحال مامانی هم کلی به من رسید و برام سوپ خوشمزه و آب پرتقال و .. . همش هم باهام بازی میکرد و کتاب میخوند و باهام سیدی نگاه کرد. جمعه هم خاله جون اومد که پیشم باشه منم خوشحال شدم و شنبه گفتم من که خوب نشدم باید خونه بمونم و موندم .

مامی هم که از اداره اومد برام یه عروسک کچل خوشگل خرید که شده داداشیم واول اسمش رو گذاشتم علیرضا، اما حالا سجاده شاید هم اسمش عوض شه( اسم داداشم دیگه حمید نیستا نظرم عوض شد) . میزارم رو پاهام میخوابه ، باهاش بازی میکنم و به مامی میگم بهش میمی بده . وقتی خوابه نمیذارم کسی حرف بزنه همه باید ساکت باشن. همش هم میگم مامان باهاش بازی کن خوب گناه داره . بچه است بهش غذا بده یه بار مامی عصبانی شد و گفت بابا این چه داداشیه تو داری خسته ام کرد. منم ناهارت شدم گفتم مامان نینیه گناه داره چرا دعواش میکنی؟ مامانی هم عذرخواهی کرد . گفتم مامان از کجا میگی پسره؟ گفت آخه کچله یه ذره مو داره گفتم خوب مامان بچه ها دنیا میان نی نی هستند مگه همشون مودارند یعنی دخترا کچل نیستند ؟ مامان گفت چرا ولی این از قیافه اش مشخصه پسره . سرتونو درد نیارم حسابی سرگرم نگهداری از داداشم هستم .ولی هنوز نفهمیدم از کجا معلوم که این پسره ؟؟؟؟؟؟ 

اینم داداشی کچل من .

این آقا خوشگله رو که میشناسید ، منم دیگه داداشی بزرگه

نقاشیم خوشگله مگه نه؟

این برگه مسواکمه ، خاله آذر اول ماه داد هرشب مسواک زدم یه دونه رد پا رو رنگ میکنیم ، امروز تموم شد میبرم خاله بهم جایزه بده.( امروز ۳/۱۰/۸۸ )

اینم جایزه ماه قبلم برامسواک ، سنجاق سینه بید