عزیزم امسال اولین سالیه که شب یلدا خونه خودمونیم البته فقط خودمون.همش دارم از دور و اطراف عکس و دستور جمع میکنم تا یه سفره رویائی و زیبا درست کنم . تا حالا شونصد تا پرینت گرفتم برای تزئین هندونه و .... هر چند بعید میدونم بتونم درست بیارم . فکر کنم باید ۵۰ تا هندونه بخرم تا یکیش درست در بیاد . برای مهدتون گفتند ۱۰ تا اناردون کنم و بدم ببری برای شب یلداتون . دیروز کلی انار خریدم و وقتی داشتم دون میکردم گفتی مامان ده تا ( ده برات عدد زیادیه)رو چه جوری میخوای تنهایی دون کنی بذار کمکت کنم گفتم نه قربونت لباست لک میشه خودم تمومش میکنم.

برای شب یلدا قرار شد ژله انار درست کنم کلی انار گرفتم الان به لطف عزیزی فهمیدم انارم باید ترش باشه تا مزه اش خوب شه . حالا موندم با اینهمه انار چه کنم . تازه باید بیفتم دنبال انار ترش .

دیروز که از مهد اومدی ادارمون کلی آتیش سوزوندی منم که کلی کار سرم ریخته بود . شما زیر میزم داشتی شیطنت میکردی که یهو کامپیوترم خاموش شد منو میگی رو به انفجار بودم حساب کن وسط یه کار خفن . عصبانی شدم گفتم چیکار کردی برای چی کامپیوترم رو خاموش کردی گفتی من کاری نکردم دست نزدم گفتم پس چی شد و شما هم بغض کردی . بعد همکارم گفت شما هم سیستمت خاموش شد ؟ منو میگی دلم میخواست زمین باز شه و برم توش . البته در کمال پرروئی به روی خودم نیاوردم . سرتو به کاری گرم کردم و غیر مستقیم از دلت در آوردم فدات شم منو ببخش آخه این روزها سرم خیلی شلوغه و زود از کوره در میرم . بعد گفتم بمون الان میام بعد رئیسم اومد اتاقم و گفت مامانی کو گفتی رفت وضو بگیره تازه کامپیوترش هم خاموش شد رئیسم گفت شما خاموشش کردی ؟شمابعد رئیسم اومده میگه گناه داره صداتو شنیدم چرا دعواش کردی سیستم هممون خاموش شد گفتم تقصیر شماست دیگه هی کار میریزید سرم منم پسرمو دعوا کردم الان وجدان درد گرفتم.

بعد که بابائی اومد و رفتید . نیم ساعت بعدش برق اضطراری ساختمون هم  قطع شد و دریغ از یه چراغ قوه . که بنده با چراغ قوه موبایلم به دادشون رسیدمو همگی بسوی منزل رهسپار شدم خوب دیگه اینم توفیق اجباری البته برای رئیسم چون سابقه نداشت ۶ بره خونه حداقل تا ۸ باید میموند .شما هم بابابایی رفتیدآرایشگاه و موهاتو کوتاه کردی  . قربون اون صورتت که بعد سلمانی یه کوچولو شده بود .

 

مامانی،  الان خاله مهتاب زنگ زده و گفت مامانش تو سی سی یو بستری شده ، ظاهرا قرار بود برای کلیه عکس بگیره به موادش حساسیت داشته تشنج میکنه . الهی بمیرم خیلی ناراحت بود مامانش برام عین مامان خودم عزیزه . امیدوارم هرچی زودتر حالش خوب شه خدایا تو رو به این ایام عزیز قسمت میدم زودتر شفا پیدا کنه و چشمان نگرانی رو از غصه نجات بده آمین .