امروز که سرویست اومد یک کم طول کشید تا بیام تا اینکه خاله مریم زنگ زد و گفت پسرتو نمیخوای با خودم ببرم گفتم وای بچه ام و... گفتم اگه دیرته بذارش نگهبانی میام ( نگهبان با پسرم جوره فکر نکن چه مامانیه؟) مریم جون گفت نه منتظر میمونم خودت بیای . بدو اومدم دیدم خاله از خنده ریسه رفته میگم چی شده ؟ میخنده میگه عکس رهبر که رو سردر اداره تون هست بچه ها میگن نیگاه کنین امام خامنه ای هم اداره اش اینجاست . الهی فدای شما فینگیلیها بشم که ذهنتون کجاها میره.